تبليغاتX
هرچه می خواهد دل تنگت بگو.......

هرچه می خواهد دل تنگت بگو.......

قصد توهین نداریم......

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با عرض سلام و ادب خدمت تمام برادران شیعه یی که ارادتمند

رسول الله صلی الله علیه و سلم  و اهل بیت رسول الله صلی الله

علیه و سلم و خلفای رسول الله صلی الله علیه و سلم  و تمام

اصحاب رسول الله  صلی الله علیه و سلم هستند . از این که

این اشعار را در اینجا نوشته ام و قبلاً در ان مورد توضیح

نداده ام صمیمانه پوزش می طلبم .

قصد توهین نداریم ............. قصد ما روشنگری و بیان

 حقیقت و واقعیتهاست و این اشعار پاسخ دندان شکن و

 دشمن شکن و عدوکُش اینجانب و جناب شیخ رضا طالبانی

به کلیه ی کسانی است که در طول تاریخ هزار و چهارصد و سی

ساله ی اسلام عزیز از صدر اسلام تاکنون به ساحت مقدس

رسول الله صلی الله علیه و سلم  و  همسران پاک و مطهّر و

 گرانقدر ایشان که مادران مسلمانانند و خلفای بزرگوار رسول الله

 صلی الله علیه و سلم  و اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم 

که خداوند در تورات و انجیل و قرآن ( سوره ی فتح آیه ی آخر )

 از ایشان تعریف و تمجید نموده است ، جسارت و بی تربیتی و

 بی ادبی نموده اند و از ایشان اعلام تنفر و انزجار و برائت

می نماییم ، نه آن دسته از برادران اهل تشیع که نسبت به

مقدسات فوق نه تنها بی ادبی و جسارت ننموده اند بلکه دوستدار

 و محب ایشان هستند . باشد که با ملاحظه ی این اشعار که

 آشکارکننده ی حقیقت است فریب خوردگان ( چه سنّی و چه

شیعه ) به خود آیند و هرچه زودترتوبه کنند و از عقاید ناپاک

 و ناروا و ناسزاوار و جسارت درباره ی مقدسات فوق الذکر

دست بردارند و خود را از غضب و خشم و دشمنی خدا و رسول

صلّی الله علیه و سلم و انبیاء و اولیاء الهی نجات دهند که اگر

چنین نکنند خداوند به ایشان اعلام جنگ نموده است چون پیامبر

 خدا در حدیثی قدسی فرمودند : خداوند میفرماید : (( من عادی

 لی ولیاً فقد آذنته بالحرب )) یعنی هرکه با یکی از دوستانم

دشمنی کند محققاً من به او اعلام جنگ می کنم و واضح و

مبرهن است که تمام افراد فوق الذکر با توجه به نص صریح

آیات قرآن در مورد اصحاب و خلفا در سوره فتح و در مورد 

اُمّ المؤمنین حضرت عایشه ی صدّیقه ی طاهره ی مطهّره  که

 خداوند پاکی و نجابت ایشان را با نزول آیاتی از سوره نور

 اثبات فرمودند و نیز  سایر ازواج مطهرات و همچنین احادیث

 و روایات معتبر و موثق در این زمینه ها از اولیاء و دوستان

 خدا هستند . و آشکارا به استحضار می رسانم و خدا را بر

 این امر شاهد و گواه می گیرم که هرگز قصدم از این کار توهین

 و جسارت به هیچ مسلمانی و هیچ حقیقت جویی نبوده و هرگز

هدفم اختلاف و تفرقه افکنی بین برادران مسلمانم ( از شیعه و

 سنّی ) نبوده است بلکه هدف دلسوزی و بیان حقایق و محو

عقاید ناپاک وناسالمی بوده که توسط دشمنان اسلام در میان

مسلمانان رواج یافته است.

                                      والسّلام علی من اتّبع الحقّ والهدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 0:43  توسط   | 

مسندآرای خلافت

 

مسندآرای خلافت به حقیقت عمر است       

گوش برشیعه ی ناپاک مده شیعه خر است

( أن تشیع فاحشة ) آیت حق در قرآن       

بهر ناپاکی آن قوم دلیلی دگر است

یارب این طایفة بد که چه ناپاکانند    

دخت بوبکر که هم خوابة خیرالبشر است

نوکر و خان و خوانین عجم دود کیند      

این همه اثر معجز مولا عمر است

( شیعه ) دُم دارد این طرفه نباشد به عقل 

گرچه حیوان نبود ، لیک ز حیوان بدتر است

پیشوایان ره دین هُدی هر که دهد     

زان ره خوف و خطر قصة شان الحذر است

این قدر هوش و وخرد بر سر این طایفه نیست 

که خدا را نکند آنکه نبی را ضرر است

مرده هاشان که به تابوت گذارند چو سگ 

سگ دوصد مرتبه ز ایشان به خدا خوبتر است

لعن و نفرین ایشان همه بر شمر و یزید     

لعن ( لامع ) به همان طایفة خیره سر است

نه خدا راضی از ایشان نه علی بوَد رضا     

سبّ أصحاب نبی موجب نار سقر است

شیخ رضا طالبانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 1:48  توسط   | 

شیخین و شیر لافتی

 

       نعش خبیث خویش را ( ایرانیان ) بهر شرف       

 پیوسته سوی کربلا می آورند از هر طرف

  در داده آخوندها صلا کز سایة اهل وَلا                      

( أن یُدفَنوا فی کربلا یُغفَر لهم ما قد سَلَف )

پس ای گروه بد گمان شیخین و شاه إنس و جان 

پهلوی هم در یک مکان چون سه گُهر در یک صدف

             باشند از رحمت بری در حیرتم زین داوری               

تاکی به این جهل و خری ای مردمان ناخلف

      شیخین و شیر لافتی عین همان این هر سه تا       

بر دینتان واحسرتا ، بر کینتان یا للأسف

                    

آخر زشاه أنبیا شرمی کنید ای بی حیا                             

کَی شاهباز کبریا کمتر ز مولای نجف 

بگشا رضا دُرج دَهَن ، پاشیده کُن دُرّ سخن        

بر قلب بدخواهان بزن ، تیغِ زبان لاتَخَف

شیخ رضا طالبانی 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:43  توسط   | 

حاشا

 

دوشم اندر خواب آمد آن علی مرتضی

گفتم ای شیر خدا ابن عمّ مصطفی 

( شیعیان ) بدصفت گویند ماآل توئیم

گفت : لا والله لا بالله لا تالله لا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:36  توسط   | 

 

عشق حضرت حسین ( علیه السلام )

 

 لافت از عشق حسین است و سرت بر گردن است

عشق بازی سر به میدان وفا افکندن است

گر هواخواه حسینی ترک سر کن چون حسین   

 شرط این میدان به خون خویش بازی کردن است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا          

صد شرف دارد بر آن وادی که گویند ایمن است

ایمن و ای من فدای خاک پاکی کاندرو    

نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

زُهرة زهرا نگین و خاتم خیرالوری           

زور و زَهره ی مرتضی و حیدر خیبرکن است

     سُنّیَم سُنّی ولیکن حُبّ آل مصطفی              

دین و آیین من و آباء و أجداد من است

شیعه و سُنّی ندانم دوستم با هرکه او                  

دوست باشد دشمنم آن را که با او دشمن است 

حُبّ آل و سبّ أصحاب نبی یا لَلعَجَب          

از قبیل نام سُبحان بردن و گُه خوردن است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 0:29  توسط   |